|
برای من و برای ادامه ی زندگی چیز خاصی لام نیست یک اتاق کوچک چند کتاب کمی طناب ویک دوست خوب خوب خوب که از زیر پای من چارپایه را بکشد
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 16:35 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
باران بارید تنم بوی تو را می داد خاک بوی مرا و من دویدم... تو آهسته می رفتی نرسیده همه چیز شبیه تو شد حتی خودم به هر حال پیدایت می کنم.
.
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 16:32 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
تا تو آمدی روزنامه ها نوشتند: باز هم برده داری باب شد و من که مواجب بگیر چشمان تو بودم دست به دستم که نه دست به سرم کردی و شمشیرت سر به سرم که نه سر به گردنم گذاشت تا تو رفتی روزنامه ها نوشتند: مردی که هم دل و هم سر نداشت، شاعر شد
+
نوشته شده در پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 0:43 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
گفتم نرو پرپر می شم گفتی می خوام رها باشم گفتم آخه عاشق شدم گفتی می خوام تنها باشم گفتم دلمگفتی بسوز گفتم پس عمرم چی میشه؟ گفتی هدر شد شب و روز وای دلم گفتم آخه داغون می شم گفتی به من خوش میگذره گفتم بیا چشمام به تو گفتی آخه کی می خره؟ گفتم منو جنس میدیدی گفتب آره بی قیمتی گفتم یه روزی کسی بودم با من نکن بی حرمتی گفتم صدام میمیره باز گفتی به درد بسوز و بساز گفتم حالا که پیر شدم گفتی از تو سیر شدم گفتم تمنا می کنم گفتی می خوام خوردت کنم
+
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 14:49 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
وقتی رفتی همه چی رفت همه ی دلبستگی رفت شب و روز من یکی شد حتی حس زندگی رفت دیگه بی تو مرده بودم حرف مردم شده بودم توی آغوش نبودت تو خودم گم شده بودم وقتی رفتی تازه فهمیدم کی بودی برای من تپش زندگی بودی وقتی رفتی دیگه اون پنجره خوابید وقتی رفتی ،آره رفتی! وقتی رفتی! از تو مونده یادگاری واسه من بی قراری خنده رو لبامه اما از دلم خبر نداری
+
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 14:43 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
10 ثانیه تا انتها ،پایونی بی سر و صدا بی خبر از هر شب و روز، من و یه شمع نیمه سوز یکی گذشت از ثانیه 9 تای دیگه دیگه باقیه ای کاش تو لحظه ای که رفت میدیدمش یه بار دیگه اون دور بود و من تو حسرت ثانیه ها که می گذشت ای کاش این 1 ثانیه بی بودنش نمی گذشت ساعت میگه 2 ثانیه،8 تای دیگه باقیه یه عمر نشستم منتظر کی میگه اینا بازیه؟ فقیر بودن جرم منه،عاشق بودن تنها گناه یه عمری چشم به در بودم این آخرا هم چشم به راه ساعت بازم بهم می گه 3 ثانیه رفته دیگه چبر داری چه زود گذشت، مونده فقط 7 ثانیه هی با خودم گفتم میاد امیدت و ندی به باد داد میزدم پس کی میاد کسی جوابمو نداد من موندم و 2 ثانیه ازم فقط این باقیه ثانیه ها پشت سر هم رفتن تا6و7و8 لحظه تو گوشام داد میزد8 ثانیه ازت گذشت من موندم 2 ثانیه ازم فقط این باقیه هنوز نشستم منتظر، چشم امیدم به ساقیه بگو من تا آخرین ثانیه خیره بوده چشام به در ثانیه ی 9 هم که رفت مونده فقط 1 ثانیه سرت سلامت نازنین از من یه لحظه باقیه قسمت نشد ببینمت شاید که لایق نبودم منتظرت موندم یه وقت نگی که عاشق نبودم ثانیه 10 گل یاس ، راحت شدم دیگه خلاص آزاد شدم بیام پیشت بی واهمه چه بی هراس قشنگرین ثانیه هام این 10 تا بود که زود گذشت رویای شیرین بود و ناب چون با خیال تو گذشت
+
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 14:42 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 2:16 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 2:14 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
ديگر کسي را دوست نداشته باشم حتي به قيمت سنگ شدن توبه مي کنم ديگر براي کسي اشک نريزم حتي اگر فصل چشمانم براي هميشه زمستان شود چشمانم را مي بندم توبه مي کنم ديگر دلم برايت تنگ نشود حتي چند لحظه قول مي دهم نامت را بر زبان نمي آورم لبهايم را مي دوزم توبه مي کنم ديگرعاشق نشوم قلبم را دور مي اندازم براي هميشه و به تنديس تنهايي سلام مي کنم"
+
نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 1:49 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین از جنب و جوش افتاده ام دیگر نمی گویم به خود خوابم نمی آید ولی از ترس بیداری به زور
+
نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 3:44 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
دلم مي خواهد تو چلچراغ زندگي خاموش و تاريک من باشي دلم مي خواهد مانند يک نيلوفر به دور تو بپيچم دلم مي خواهد تو مال من و تنها مال من باشي بگذار رودخانه ي کوچک قلبم به درياي پر خروش قلب تو بريزد بگذار در وجودت حل شوم !نابود شوم !نيست شوم بگذار همه ي تو باشم ..... بگذار! بگذار
+
نوشته شده در دوشنبه 22 بهمن1386ساعت 2:6 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
اون چشای روشن داشت ...اون یکی رو جز من داشت
+
نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:22 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙
|
|
من دختر حوا هستم و چشیدن ممنوعه ها سنت موروثیه ماست
به سفیر عشق خوش اومدید . اومید وارم یه ردپا از خودت روی دل وبلاگم جا بزاری
من به تمام کسایی که توی وبم نظر میدن سر میزنم. امید وارم نظر واقعیتونو
راجع وبلاگ بگید