تبليغاتX
*.*.* safire eshgh *.*.*


اون چشای روشن داشت ...اون یکی رو جز من داشت
من تو حسرت موندن ... اون خیال رفتن داشت
اون یه هو با من بد شد ... از کنار من رد شد
من یا تازه وارد؟اون... بینمون مردد شد
اون با من غریبی کرد... کارای عجیبی کرد
اون مقدسه اما ...جنگای صلیبی کرد
اون منو ز یادش برد... عشق من تو رویاش مرد
تنها با سه تا جمله ...تنها با دوتا برخورد
اون دلم رو برگردوند ... اما تا تهش سوزوند
من فدای این رفتن ...رفت و خاطراتش موند
اون چشای روشن داشت اون...یکی رو جز من داشت

+ نوشته شده در یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:22 توسط ●•▪·˙ ღ King & Queen ღ●•▪·˙ |

من دختر حوا هستم و چشیدن ممنوعه ها سنت موروثیه ماست

به سفیر عشق خوش اومدید . اومید وارم یه ردپا از خودت روی دل وبلاگم جا بزاری
من به تمام کسایی که توی وبم نظر میدن سر میزنم. امید وارم نظر واقعیتونو
راجع وبلاگ بگید

Home
Email
Night Skin